تبلیغات
طنز 2015 - مطالب هفته چهارم اسفند 1389
 
درباره وبلاگ


سلام به تمامی دوستان عزیز


ما هر روز برای شما چند مطلب در وبلاگه خودمون میگذاریم


بعدشم ما نه توهین میکنیم نه کاره زشتی
اگه وبلاگ ما غلط املایی داشت به مدیر پیغام بدید

ما تو وبلاگمون تبلیغات داریم لطفا پیام تبلیغات هم بدید

با تشکر مهران






مدیر وبلاگ : مهران خان محمدی
نظرسنجی
شما از 10نمره به وبلاگه ما چه نمره ای میدهید؟؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
طنز 2015
***********بهترین طنز ها ************
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 29 اسفند 1389 :: نویسنده : مهران خان محمدی

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با همه خوبی ها و بدی هایت  ... دوستت دارم

 

 

سال نو با تو شوق شكفتنه 
حرف عاشقی و از تو گفتنه
نفسای گرمتو شنفتنه 
در كنارت توی رویا موندنه

 

 

 

 

سلامت

سعادت

سیادت

سُرور

سَروری

سبزی

و سَرزندگی

هفت سین سفره ی زندگیتان باد

 

javahermarket





نوع مطلب : SmS، 
برچسب ها :


شنبه 28 اسفند 1389 :: نویسنده : مهران خان محمدی

دلهره امتحان

 

زنگ آخر بود . از کلاس فرار کردم، از امتحان جبر!

در گوشه ای از حیاط ،خودم را گم و گور کردم. اما دلهره ی امتحان و جواب ندادن

به سوالات جبر و نمره صفر ..

اکنون چند سال از آن روز می گذرد اما باز هم دلهره ی امتحان جبر آن روز را با

خود دارم. به پسرم گفتم: «اگه بلد نیستی،اگه خواستی سر جلسه امتحان

حاضر نشی، اشکالی نداره، یه راست بیا خونه، توی حیاط مدرسه نمون،

یه وقت غصه نخوری بابا!»

پسرم با غرور در جوابم گفت: «نه بابا، مطمئن باش، با مجید، همکلاسیم،

قرار گذاشتیم که جواب سوالات رو به همدیگه برسونیم.»

حال چند ساعت از رفتن پسرم به مدرسه می گذرد اما دلهره ی جلسه ی امتحان

رهایم نمی کند!

javahermarket





نوع مطلب :
برچسب ها :


طنز : با شنیدن شغل هر کس چه می گوییم ؟!

farsms.mihanblog.com

کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟

مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده می تونی ویندوزم رو عوض کنی؟

پزشک عمومی: می تونی برای چهارشنبه که بچه ام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟



بقیه تو ادامه مطلب

javahermarket



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :


جمعه 27 اسفند 1389 :: نویسنده : مهران خان محمدی
کاریکاتور بازیگران سینما
کاریکاتور بازیگران سینما


ادامه مطلب هم کاریکاتور داره

javahermarket



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :


پنجشنبه 26 اسفند 1389 :: نویسنده : مهران خان محمدی

به عملیات زیر خوب دقت كنید، می گویند تنها افراد با ضریب هوشی 120 یا بالاتر می توانند پاسخ آن را بیایند!


اگر

106=3+2

63=2+7

66=5+6

96=4+8

آنگاه
 
متعجب??=7+9



 


جواب، ...

زود تسلیم نشو! فکر کن!

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


 106=2*5=3+2

63=7*9=2+7

66=6*11=5+6

96=8*12=4+8

144=9*16=7+9



یعنی اول دو عدد رو با هم جمع می کنیم و سپس در عدد سمت چپ ضرب می کنیم!

روز خوبی داشته باشید    


javahermarket





نوع مطلب : درسی (علمی)، 
برچسب ها :


چهارشنبه 25 اسفند 1389 :: نویسنده : مهران خان محمدی
 

داریوش در 1142 پیش از تاریخ خورشیدی پس از مرگ كمبوجیه Cambyses و فرونشاندن شورش بردیای دروغی Gaumata از سوی بزرگان ایران به پادشاهی برگزیده شد. داریوش هنگامی به پادشاهی رسید كه به سبب غیبت زیاد كمبوجیه از ایران و رویداد گئوماتا، تمام استانهای كشور در شورش بسر میبرد. داریوش برای بازگردانیدن آرامش و برقراری یكپارچگی كشور 70 سال جنگید و در نزدیك به 20 جنگ شركت كرد و سرانجام شاهنشاهی ایران را كه رو به نیستی میرفت دوباره زنده كرد و دوران پادشاهی شاهنشاهان هخامنشی را به اوج خود رساند. در دوران او ایران از 30 استان (ساتراپ ) تشكیل شد و مصر ششمین استان ایران بود.

داریوش در سال 517 پیش از میلاد به مصر رفت و آئین مصریان را گرامی شمرد و پرستشگاهی در آمون Ammon برای آنان ساخت و بدینگونه بار دیگر آزادی ادیان در شاهنشاهی ایران را كه كوروش بزرگ بنیانگزار آن بود به جهانیان یادآور گردید.

برای یاری به تجارت خارجی مصر داریوش كانال سوئز را میان دریای مدیترانه و دریای سرخ گشود. شاهراه میان ممفیس پایتخت مصرو شهر كوروش (دركنار رود سیحون در شمال شرقی ایران) و شاهراه بین سارد و شوش به درازای 2400 كیلومتر، از جمله راههایی است كه داریوش در سراسر كشور پهناور شاهنشاهی ایران ساخت و با برقراری سیستم چاپار Post میان این استانها پیوند و پیوستگی بوجود آورد. داریوش برای دریافت مالیات روشی دادگسترانه پدید آورد و همواره ماموران دولت خود را زیر نظر داشت و آنان را از ستم و جور به مردم پرهیز میداشت. در زمان او برای نخستین بار در ایران سكه طلا زده شد كه "داریك" نام داشت.

او افزون بر ارتشی نیرومند، سپاه جاویدان را بنیاد نهاد كه 10 هزار تن بودند و هیچگاه از شمار آنان كم نمیشد و همیشه آماده جانبازی در راه انجام فرمان پادشاه بودند. جنگ مشهور ماراتن Marathon از جمله جنگهای میان ایران و یونان بود كه در دوران داریوش روی داد. تاریخ دانان به داریوش لقب بزرگ داده اند و پس از او بسیاری از نام آوران تاریخ از جمله اسكندر، پادشاهان سلوكی، پادشاهان ساسانی و خلفای بنی امیه و بنی عباس هریك به گونه ای از روش كشورداری داریوش بزرگ تقلید كرده اند. داریوش در 1007 سال پیش از شروع سال خورشیدی در گذشت.

 

بر گرفته شده از تارنگار تاریخ، جشنها و زبان پارسی

javahermarket





نوع مطلب : زندگی نامه یا تاریخچه ها، 
برچسب ها :


یکشنبه 22 اسفند 1389 :: نویسنده : مهران خان محمدی

غضنفر میره كتابخونه، داد می‌زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می‌گه: آقا! اینجا كتابخونه هست.

غضنفر می‌گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می‌گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

یك ضرب المثل رش..ت..ی  هست که میگه رسیدی خونه بزن تو گوش زنت تو نمیدونی برای چی زدی ولی اون میدونه برای چی خورده

 یارو  تیپ میزنه میره تو خیابون. یه دختره بهش میگه: دختر كش شدی، بخورمت. یارو  میگه: بهت نمیاد از این گ و...  بخوری

بچه تهرونیه رو می‌برن زیر سوال، له میشه!

 رشتیه  داشته شنای قورباغه میرفته، لك لك میاد می‌خوردش!

تركه می خواسته بمیره وصیت می كنه من كه مردم یه میلیون خرجم كنین

وقتی میمیره پسرش یه میلیون خر جمع میكنه

 شب چهارشنبه سوری می‌بینن (شما فکر کنید بچه تهرونیها ) بیشترین آسیب رو داشتن. یه آمار می‌گیرن می‌فهمن كه اونا آتیش رو بغل دیوار درست می‌كردن بعد از روش می‌پریدن!

زن تركه حامله بوده و برای تشخیص جنسیت بچش میره سونوگرافی. زنه با دكتره میرن توی اتاق و بعد نیم‌ساعت دكتره میاد بیرون میگه آقا مژده بچه شما دختره. تركه میگه آخی، آقای دكتر بپرس اسمش چیه؟!

 و این هم یک نصیحت

وقتی یه بار ازدوست دخترت ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 2 )    1   2