درباره وبلاگ


سلام به تمامی دوستان عزیز


ما هر روز برای شما چند مطلب در وبلاگه خودمون میگذاریم


بعدشم ما نه توهین میکنیم نه کاره زشتی
اگه وبلاگ ما غلط املایی داشت به مدیر پیغام بدید

ما تو وبلاگمون تبلیغات داریم لطفا پیام تبلیغات هم بدید

با تشکر مهران






مدیر وبلاگ : مهران خان محمدی
نظرسنجی
شما از 10نمره به وبلاگه ما چه نمره ای میدهید؟؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
طنز 2015
***********بهترین طنز ها ************
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 20 شهریور 1390 :: نویسنده : مهران خان محمدی
?-چاه مکن بهر کسی ، خسته میشی.

?-دیگ به دیگ چیزی نمی گه.

?-شلوار مرد که دو تا شد ، حال می کنه.

?-گر صبر کنی ، زیر پات علف سبز می شه.

?-صلاح مملکت خویش ، رئیس جمهور داند.

?-جوجه رو هروقت بشمری جیک جیک می کنه.

?-عیسی به کیش خود ، موسی به بندر عباس.

?-کوه به کوه می رسه ، میّت رو زمین نمی مونه.

?-آشپز که دوتا شد هیچ کدوم غذا درست نمی کنن.

??-پاتو از گلیمت درازتر نکن ، پات دراز می شه شلوار به پات کوتاه می شه.




نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : مهران خان محمدی
دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسیار قدیمى همدیگر بودند.
هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او میرفت.
یک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد یا نه.» 
بهمن گفت: «خسروجان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم» 
چند روز بعد بهمن از دنیا رفت. ...




نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : مهران خان محمدی
 فروردین 1390 ساعت 10:08

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟...





نوع مطلب :
برچسب ها :






نوع مطلب :
برچسب ها :






نوع مطلب :
برچسب ها :







نوع مطلب :
برچسب ها :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات